محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
5
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
ترجمهء الكتاب بالفارسيه و اين كتاب تفسير بزرگست از روايت محمد بن جرير الطّبرى رحمة اللَّه عليه ترجمه كرده به زبان پارسى و درى راه راست ، و اين كتاب را بياوردند از بغداد چهل مصحف بود . اين كتاب نبشته به زبان تازى و باسنادهاى دراز بود ، و بياوردند سوى امير سيد مظفّر ابو صالح منصور بن نوح بن نصر بن احمد بن اسمعيل رحمة اللَّه عليهم اجمعين . پس دشخوار آمد به روى خواندن اين كتاب و عمارت « 1 » كردن آن به زبان تازى و چنان خواست كه مرين را ترجمه كند به زبان پارسى . پس علماء ما وراء النهر را گرد كرد و اين ازيشان فتوى كرد كه روا باشد كه ما اين كتاب را به زبان پارسى گردانيم . گفتند روا باشد خواندن و نبشتن تفسير قرآن بپارسى مر آن كس را كه او تازى نداند از قول خداى عزّ و جل كه گفت : وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ « 2 » . گفت من هيچ پيغامبرى را نفرستادم مگر به زبان قوم او و آن زبانى كايشان دانستند . و ديگر آن بود كاين زبان پارسى از قديم باز دانستند از روزگار آدم تا روزگار اسمعيل پيغامبر ( ع ) ، همه پيغامبران و ملوكان زمين بپارسى سخن گفتندى ، و اول كس كه سخن گفت به زبان تازى اسمعيل پيغامبر بود ( ع ) ، و پيغامبر ما صلّى اللَّه عليه از عرب بيرون آمد و اين قرآن به زبان عرب بر او فرستادند ، و اينجا بدين ناحيت زبان پارسى است و ملوكان اين جانب ملوك عجماند . پس بفرمود ملك مظفّر ابو صالح تا علماى ما وراء النهر را ] « 3 » گرد
--> ( 1 ) عبارت ( صو ) ( 2 ) ابراهيم ، 5 . ( 3 ) از اول كتاب تا اينجا از روى نسخهء پاريس نقل شده و از اينجا ببعد متن نسخهء كتابخانهء سلطنتى است .